
چیزهایی به بهانه 13 آبان در دانشگاه آزاد قزوین
نوشته: ملیحه.ز
((خسوخاشاک
جایی ثابت و درنتیجه جایگاهی ندارد؛ خسوخاشاک سیال و سبک است؛ دیوارها هرقدر هم
که بلند باشد، بازهم خسوخاشاک
از حرکت بازنمیایستد (بهارستان نشد، بازار)؛ خسوخاشاک بر همهچیز مینشیند و شکل
همهچیز را به خود میگیرد (دال سیال: رنگ سبز)؛ خسوخاشاک همهچیز را از آن خود
میکند (نماز جمعه)؛ خسوخاشاک هویتی ثابت و منجمد و کدگذاریشده ندارد، همچون
هویت سیال "زنان" و "مردان"بههنگام حضور در نمودهای جنبش مثل تظاهرات خیابانی))(1) وبلاگ
انتخاب برتر وابسته به طیف بنیادگرایان در
تقلیدی ناشیانه از سایت گرداب(2) به خیال خود جمعی از اغتشاش گران در دانشگاه آزاد
قزوین را شناسایی کرده است.عکس ها واضح نیستند وقرار است بیشتر مرعوب کننده باشند
تا عامل شناسایی.تاکتیک شکست خورده ای که جوجه بسیجی های محلی به آن متوسل شده اند ناشی از عدم شناخت جنبش کنونی
است. در واقع یک عضو جنبش اخیر مردم ایران نشانه مشخصی ندارد حتی خاستگاه طبقاتی
اش هم قابل بحث است.عده ای مغرضانه می خواهند آن ها را بالاشهری بنامند به صرف
اینکه اتفاقات در محلات بالای شهر می افتد ولی لزوما "مکان" اعتراض
تعیین کننده ی خاستگاه طبقاتی معترضان نیست.با نگاهی در مفهوم شهر، خیابان های
بالای شهر را می توان همچون آگورای یونانی وفروم رومی محل اصلی اجتماعات و تظاهرات
اجتماعی_اقتصادی دانست.بچه های پایین شهر غروب ها با حسرت خیابان خیام قزوین را
متر می کنند،در شلوغی های بعد از مسابقات فوتبال در سال 81 این بچه های هادی آباد
بودند که خیام شمالی را به تصرف خود درمی آوردند،از طرفی دیگر وضع ظاهر لزوما نشان
پایگاه طبقاتی نیست،در هجوم وسیع تبلیغات، جوانان طبقات پایین نیز از شکم خود می
زنند تا وضع ظاهری مناسب و موهای فشن داشته باشند! جنبش کنونی مردم ایران یک جنبش
فراطبقاتی است. کد
گذاری خس و خاشاک ممکن نیست در روز راهپیمایی روز قدس مردم چهره ی " مردم"
داشتند:پیر وجوان و میانسال و دانشجو و چادری و بدحجاب(به قول آقایان) همه و همه
یک صدا مرگ بر دیکتاتور می گفتند در حالی که در طرف مقابل قیافه ها داد میزد که از
طرف پایگاه بسیج،"بسیج" شده اند.پس فعالان جنبش اخیر مشخصه ی ظاهری خاصی
ندارند ونمی توان از روی وضع ظاهر آن ها را شناسایی کرد. برگردیم
به دانشگاه آزاد قزوین:شاید در جو خفقان نهادینه شده در دانشگاه آزاد برای اولین
بار "دیوار دستشویی" تبدیل به رسانه ای موثر شد. در واقع در اکثر
دستشویی های دانشگاه(تنها جایی که دوربین مداربسته وجود ندارد) از دانشجویان برای آکسیون
13 آبان دعوت شده بود.نیمکت اتوبوس های دانشگاه،روی دیوار کلاس،روی میز تحریر،میز
کتابخانه و درب اتاق خوابگاه...همه ی این ها به "رسانه مقاومت" تبدیل
شده بودند.آیا دانشگاه آزاد مجبور خواهد بود داخل توالت ها هم دوربین کار بگذارد؟ دیوارها هرقدر هم که بلند باشد، بازهم خسوخاشاک
از حرکت بازنمیایستد. 1_افشین جهاندیده-سایت شوند 2_به
استهزا گرفته شدن سایت گرداب را هم می توانید در اینجا ببینید:www.gordab.com

دانشگاه آزاد قزوین که پیش از انتخابات از حامیان موسوی به حساب می آمد یک شاعر را از مراسم بزرگداشت حافظ کنار گذاشت؛ گفته می شود علت کنار گذاشتن عبدالجبار کاکایی حمایت وی از میرحسین موسوی در دوره ی انتخابات می باشد. کاکایی به خبرگزاری مهر می گوید: فکر میکنم کسانی که عامدانه این کارها را انجام میدهند انسانهای خودرأیی هستند که جریان کلی نخبگان مملکت ما موافق آرای آنها نیست و اگر این مسائل شامل حال افراد دیگری هم شده من واقعاً متاسفم.
وی درباره واکنشش به اینگونه برخوردها تاکید کرد: واقعیت این است که چند ماهی است دیگر دل و دماغ سرودن ترانه و شعر ندارم و ترجیح میدهم به کارهای شخصی بپردازم و به این هیاهوها آلوده نشوم. دیگر سخنران این مراسم نقویان مسئول نهاد رهبری در دانشگاه بهشتی است.نقویان در واکنش یه حوادث انتخابات خواستار سکوت معترضان و گذشتن از حق خود و یا به تعبیر نقویان "خواسته دل خود" شد.نقویان می گوید: بعد از انتخابات خسارتهای سنگینی به کشور ما وارد شد و ای کاش بعضیها به خاطر خدا سکوت کنند و از خواسته دلشان بگذرند.
خبر دیگر اینکه دانشگاه آزاد به تازگی مدارک دیگری نیز صادر می کند از جمله گواهینامه ی امر به معروف و نهی از منکر!
به گزارش روابط عمومی آزاد قزوین دوره امر به معروف و نهي از منکر ويژه کارکنان دانشگاه آزاد اسلامي قزوين برگزار شد . اين دوره با هدف آشنايي با مباحث مفهومي امر به معروف و نهي از منکر ، آثار شناخت جنبه هاي مختلف آن ، آشنايي با شرايط ، مراتب و درجات آن ، شيوه هاي مختلف و مباحث فقهي مرتبط امر به معروف و نهي از منکر به کارکنان اين دانشگاه برگزار شد .در پایان به کارکنانی که موفق به گذراندن این دوره شدند گواهینامه ای داده شد.
کامنت یکی از خوانندگان:
سلام
خبر برگزاری مراسم سردار آبنوش تو دانشگاهو رو سایت دیدم جالبه که بگم توی این مراسم حدود 60 نفر حظور داشتن بعد از اینکه دکتر موسی خانی چند کلامی صحبت کرد با چند بیت شعر به
صحبتاش پایان داد
مجری هم حدیث جالبی گفت که اسم رهبری توش گفته شد بعد وقتی از سردار دعوت شد بیا بالای سن حدود 40 تا 45 نفر از دانشجوها هنگام حضور سردار روی سن سالنو ترک کردن
که با نگاه تعجب انگیز آقای موسی خانی آقای سعیدی و آقای سردار آبنوش همرا بود
جالب بگم کلا 6نفر از اساتید به همراه خود دکتر و آقای سعیدی و 6 تا 10 نفر دانشجو بیشتر در سالن باقی نموندن.
خبری از دکتر جمالی:
دکتر جمالی پس از گذراندن بیست روز حبس انفرادی و شصت و شش روز حبس به قید یکصدوشصت میلیون تومان وثیقه موقتااز زندان آزاد شد تا منتظر تشکیل جلسات دادگاه و صدور رای قطعی باشد.
از سرگیری دوباره طرح جداسازی پسران و دختران دانشجو در ترمینال قزوین
اخراج 500 کارگر قزویني در یک ماه
دبیر اجرایی خانه کارگر استان قزوین از افزایش اخراج کارگران در واحدهای صنعتی تولیدی این استان خبر داد.
عید علی کریمی افزود: در یک ماه گذشته بیش از 500 کارگر در واحدهای صنعتی استان قزوین اخراج شدند.
وی شرکت سندان ایران، سپهر الکتریک، بسته بندی البرز، ایران زاک، ماشین فلزات و گودال فلزات را از جمله شرکتهایی دانست که تعدیل نیرو داشتهاند.
کریمی تصریح کرد: در بین کارگران اخراج شده افرادی با سوابق بیش از 10 سال هم هستند.
دبیر اجرای خانه کارگر استان قزوین طلب شرکتها را از جمله عوامل اخراج کارگران بر شمرد او افزود: ادامه روند اخراجها نگران کننده است.
وضعیت نامشخص دکتر جمالی
با گذشت یک ماه از بازداشت دکتر جمالی و نسبت دادن اتهام های گوناگون به وی هنوز از وضعیت ایشان هیچ خیری در دست نیست گفته می شود که این پزشک قزوینی هم اکنون در زندان چوبیندر قزوین به سر می برد.
حکم حبس برای دانشجویان قزوین
چندی قبل حکم یک سال حبس تعزیری برای ساناز الهیاری دانشجوی دانشگاه رجاء قزوین صادر شد این حکم به مدت ۵ سال به حال تعلیق درآمده است.علی کانطوری نیز به ۳۲ ماه حبس تعزیری محکوم شدبرای چنیدین دانشجوی آزاد وبین الملل نیز پرونده سازی هایی شده است که الفت (قاضی مرتضوی قزوین) برای آن ها خط ونشان ویژه ای کشیده است

شایان ذکر است علی کانتوری پرونده دیگری در دادگاه عمومی نیز دارد که هنوز حکم آن صادر نشده است.
آذرماه سال ۱۳۵۸ آیتالله خمینی دستور تشکیل نهادی با نام بسیج مستضعفین را صادر کرد. بعد از ایجاد این نهاد، پایگاههای بسیج در مساجد، ادارات، دانشگاهها و مدارس تشکیل شد. با شروع جنگ ایران و عراق، بسیج مستضعفین زیر نظر سپاه پاسداران قرار گرفت و تبدیل به یک واحد شبه نظامی شد.
در جنگ هشت ساله ایران و عراق، طبق آمار رسمی بیش از ۵۵۰ هزار دانشآموز از طریق همین نهاد به جبهههای جنگ اعزام شدند. از میان آنان ۳۶ هزار نفر کشته و مفقود، بیش از ۲۸۵۳ نفر معلول و بیش از ۲۴۳۳ نفر نیز به اسارت نیروهای عراقی درآمدند.
این در حالی است که براساس یکی از معاهدات کنوانسیون بینالمللی حقوق کودک در مورد شرکت کودکان در جنگ، حداقل سن ثبتنام و مشارکت افراد در عملیات نظامی، ۱۸ سال تعیین شده است.
دکتر علی طایفی جامعهشناس مقیم سوئد میگوید شرکت دادن کودکان در جنگ، تحت نام بسیج دانشآموزی یا نیروی داوطلب، مغایر با کنوانسیون حقوق کودک است و از مصادیق خشونت علیه کودکان محسوب میشود.
وی همچنین استفاده از افراد زیر ۱۸ سال در بسیج برای سرکوب تظاهرات خیابانی را نیز مانند شرکت دادن کودکان در جنگ میداند...
ادامه مطلب
مردم عزیز ایران،
در طول سی سال گذشته، رژیم حاکم بر ایران آرمان فلسطین را همچون دستمایهای استفاده کرده است تا بدان وسیله توجه همگان را از سرکوبگریهای خود منحرف کند. من از مردم ایران سپاسگزارم، چرا که آنان سالیان سال از مردم فلسطین پشتیبانی نمودهاند، به ویژه به خاطر اینکه در این روز قدس، مردم ایران در زیر ستم حکومتی غیر منتخب هستند، که از بسیاری جهتها همانند ستمی است که بر مردم فلسطین میرود.
به عنوان یک فلسطینی، جنگجوی مادامالعمری که برای آزادی و استقلال فلسطین میرزمد، و به عنوان یکی از رهبران انتفاضهی اول فلسطینیان، من به شدت نقض حقوق بشر و خشونتهای مکرر این رژیم علیه معترضان، کوششگران و زندانیان خشونت پرهیز را محکوم میکنم. من همبستگی کامل خود را با مردم ایران اعلام کرده و پشتیبان آنان هستم. من اطمینان دارم که آنان با مقاومت و توانمندی خویش، به ایرانی آزاد و دموکراتیک دست خواهند یافت تا بتوانند در چنان کشوری فرزندان خود را پرورش داده و از زندگی سعادتمندی بهرهمند شوند.
با همبستگی
مبارک عواد
Dear people of Iran,
For the past thirty years, the Iranian regime has used the cause of the Palestinian people as a way to distract from its own oppressive rule. I thank the people of Iran for showing their support over the years with the people of Palestine, especially because on this day of Qods, the people of Iran suffer under the kind of unelected oppression that is comparable in some ways to that suffered by Palestinians.
As a Palestinian, life-long fighter for the freedom and independence of Palestine and a leader of the first Palestinian intifada, I strongly condemn the Iranian regime’s violations of human rights and repeated use of violence against the nonviolent Iranian protesters, activists and prisoners. I stand in complete solidarity with and support for the Iranian people and am confident that with their resilience, they will achieve a free and democratic Iran to raise their children in and have a good life.
In unity,
Mubarak Awad
