تبليغاتX
خبرنامه دانشگاه آزاد قزوین
وبلاگ جمعی از دانشجویان مستقل دانشگاه آزاد قزوین

هم زمان با تعطیلی دانشگاه ها موج جدیدی از برخورد با دانشجویان دانشگاه آزاد آغاز شده است.بنا به گزارش های رسیده پنجشنبه 13 تیر مهدی خدایی فعال دانشجویی دانشگاه آزاد و دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه آزاد شهر ری بازداشت شد.

بنا به این گزارش نیروهای امنیتی روز پنجشنبه گذشته با ورود به منزل پدری مهدی خدایی ضمن تفتیش و ضبط کامپیوتر و وسایل شخصی، این دانشجوی دانشگاه ازاد را بازداشت کردند.

مهدی خدایی سال گذشته به دلیل فعالیتهای دانشجویی در دانشگاه آزاد از سوی کمیته انضباطی به یک ترم تعلیق از تحصیل محکوم شده بود.همچنین سلمان سیما فعال دانشجویی دانشگاه آزاد ومدیرمسوول نشریه دانشجویی سخن تازه  نیز یکشنبه 16 تیرماه بازداشت شد

ماموران امنیتی ظهردیروز(یکشنبه)این دانشجو را در برابر دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز بازداشت کرده و سپس با ورود به منزل پدری سلمان سیما، ضمن تفتیش، کامپیوتر و وسایل شخصی وی را ضبط کرده اند.
گفتنی است سلمان سیما در سال 85 به دلیل فعالیتهای دانشجویی در دانشگاه آزاد، از سوی کمیته انضباطی به دو ترم تعلیق از تحصیل محکوم شده بود.

دانشگاه آزاد و زمین خواری سازمان یافته+فیلم وسند

 مرکز دیلی:انتشار فیلمی مستند از اقدامات غیر قانونی  و تخلفات عدیده دکتر جاسبی –رئیس دانشگاه آزاد- بر روی سایت جهان نیوز –وابسته به علیرضا زاکانی، نماینده مجلس- پرده جدیدی از فضاحت های دوران مدیریت دکتر جاسبی آشکار شد. در این فیلم که در پانزده قسمت-برای سهولت دانلود- منتشر شده شاهد اقدامات وحشیانه عوامل دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات در تصرف عدوانی زمینهای مورثی شخصی به نام هادوی هستیم  این فیلم در حالی منتشر می شود که نبود آزادی بیان و حق اعتراض در دانشگاه آزاد همواره مورد اعتراض دانشجویان دانشگاه آزاد بوده است و حال می بینیم که دانشگاه آزاد بجز سرکوبگری و برخورد و پرونده سازی برای فعالان دانشجویی به هنرهای دیگر همچون زمین خواری نیز مسلح است.

در یکی از تصاویر بسیار تاثر انگیز منتشر شده در این سایت می بینیم که یکی از عوامل اجیر شده توسط دانشگاه با حمله به خانواده آقای هادوی، روسری دختر بزرگ این خانواده را از سر وی می کشد و با چاقو بخشی از موهای وی را می برد! بی پناهی این خانواده آنجا بیشتر عیان می شود که تنها راه اثبات مظلومیت خود را در ضبط فیلمی از این واقعه می بیند. صحنه های زنی در فیلم که شاهد ناتوانی بر ماجراست تنها در ضجه های دردآور "کمک، کمک" خلاصه شده چراکه فریادشان به هیچ کجا حتی در بیدادگاه های این کشور، به گوش کسی نرسیده است.

با نگاهی از سر تامل به این فیلم متوجه می شویم که دانشگاهی که روسای آن با مردم عادی اینچنین ظالمانه برخورد می کند بی تردید از فریاد آزادی خواهی ما دانشجویان تا چه اندازه در هراس است. ما دانشجویانی که سالهاست تحت ظلم سازمان یافته این سیستم گرفتار آمده ایم و جز اتحاد هیچ چیز نمی تواند ما را از شر این دیکتاتوری نجات دهد. به امید آن روز

 لینک فیلم ها http://www.jahannews.com/pages/view.php?id=29965

نوشته شده توسط ح.الف در ساعت 13:23 | لینک  | 

انفجار در دانشگاه؟
در حاشیه اعتراضات اخیر دانشجویی

نوشته: وحید ولی زاده*

اعتراضات اخیر دانشجویی در دانشگاه زنجان و پیش از آن اعتراضات گسترده و فشرده ی دانشگاه تربیت معلم پدیده ی نوظهوری را در فضای اجتماعی و سیاسی ایران معرفی نمود. تشکیل سوویت
های موقت دانشجویان (soviet را معمولا به شورا ترجمه می کنند. اما همانطور که دموکراسی با مردمسالاری آقایان تفاوت دارد و پارلمان با این مجلس اسلامی و آن مجلس ملی متفاوت است سوویت به معنای شورا نیست. نهادی مشورتی و «امرهم شوری بینهم» نیست. بلکه تصمیم گیری و اجرا را خود برعهده دارد )که حتی قادر شد در دانشگاه زنجان کنترل موقت فضای زیستی و آموزشی دانشجویان را از دست مکانیزم های کنترلی انتصابی بیرون آورد و آنها را اگر چه به صورت نصفه و نیمه در معرض کنترل دموکراتیک دانشجویان قرار دهد. برای ارزیابی دقیق تری از تحولات اخیر دانشجویی مروری بر ریشه های وضعیت موجود ضروری است.

دانشگاه : مراکز آموزش یابی یا سوداگری محصولات دانشی
در سالهای اخیر شاهد گسترش سیاست های اقتصادی نئولیبرال در دانشگاه ها بوده ایم. دولت های اصلاح طلب و بنیادگرا هر دو خود را در اجرای این سیاست ها به شدت متعهد نشان داده اند.....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ح.الف در ساعت 11:20 | لینک  | 

نوشته: امین قضایی*

یک روز خودکشی کن. روزی که پسرت برای این به دانشگاه می رود که نخواهد کاری را که  پدرش تمام عمر کرد تکرار کند.  اگر او نخواهد جان بکند ، تو جان بکن. این فلسفه ی وجودی دانشگاه آزاد است. دکانی با حرفه های رنگارنگ که قرار است تو را از سرنوشت خاکستری پدرت برهاند. اما دست آخر تو از پدرت پایین تر خواهی بود چون یک کارگر ساده ی مشغول ِ کار بهتر از یک کارگر متخصص بیکار است! 

 

دهقان ها اول گرسنه می شدند بعد آواره می شدند ، پرولتاریا اول آواره می شود بعد گرسنه می شود. آنچه دهقان را از پای در می آورد بلای طبیعی است و آنچه پرولتاریا را از پای در می آورد بلای اجتماعی . دهقان در برابر این مصیبت به خدا پناه می برد و پرولتر به رفیق کارگرش.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ح.الف در ساعت 11:49 | لینک  | 

چند خبر از قزوین:

احضار ساناز الله یاری به اداره اطلاعات قزوین

     
۲۹ خرداد ۱۳۸۷
Wednesday, 18 June 2008

ساناز الله یاری دانشجوی دانشگاه غیرانتفاعی قزوین و یکی از اعضای دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دیروز برای دومین بار به اداره ی اطلاعات شهرستان قزوین احضار شد و مورد بازجویی طولانی مدت قرار گرفت

بنا به اخباری که از سوی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب قزوین به دست ما رسیده است، ساناز الله یاری (برادر مهدی الله یاری- دانشجوی ارشد شریف) مدتی است که توسط نیروهای اطلاعاتی و امنیتی مورد تهدید و آزار روحی قرار گرفته است. وی در دو نوبت مورد بازجویی های طولانی مدت در اداره ی اطلاعات قزوین بوده است.

با افزایش دوباره ی برخوردهای اطلاعاتی با دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب، بیم موج جدیدی از برخوردهای قضایی با این دانشجویان می رود. این در حالی است که یکی از اعضای این طیف دانشجویی هنوز در بند 209 زندان اوین به سر می برد و دیگران با وثیقه های چند ده میلیونی به طور موقت آزاد هستند.

آیدا سعادت آزاد شد.

آيدا سعادت، فعال قزويني حوزه زنان، پس از دو روز بازداشت، آزاد شد.
وي كه به همراه تعدادي از فعالان حوزه زنان در مراسم ۲۲ خرداد، روز همبستگي زنان ايران، شركت كرده بود، به همراه تعدادي از شركت كنندگان بازداشت شد.
مراسم روز همبستگي زنان كه قرار بود، روز ۲۲ خرداد در گالري ابريشم برگزار شود، به خاطرفشار به مدير گالري، لغو شد و تعدادي از شركت كنندگان بازداشت شدند.
شايان ذكر است؛ آيدا سعادت به قيد ضمانت آزاده شده است.

تجمع اعتراضي ۴۰۰ كارگر مه نخ و فرنخ

اعتراض و اعتصاب كارگران مجتمع توليدي فرنخ و مه نخ همچنان ادامه دارد.
به گزارش سايت دسترنج؛« بيش از ۴۰۰ كارگر شركت فرنخ و مه‌نخ قزوين پس از دو روز تجمع اعتراض آميز در محوطه كارخانه، بيش از ۶ روز است كه دست به اعتصاب زده‌اند.»
اين كارگران، خواهان دريافت حقوق و مزاياي شغلي خود هستند و به سايت دسترنج گفته‌اند؛ تا دريافت نهايي كليه مطالبات خود به اعتراض و اعتصاب ادامه خواهند داد و به شعارهاي غيرعملي مسوولان بسنده نخواهندكرد.

بازداشت ۲۷ دانشجو در قزوین

حادثه آنلاين:|(۱۶ خرداد ماه) ۲۷ نفر از دختران دانشجوي يك دانشگاه غيردولتي در قزوين به اتهام برداشتن حجاب و رقص و پايكوبي در داخل اتوبوس بازداشت شدند.

به گزارش حادثه آنلاين‏، ماموران پليس قزوين بعدازظهر هفتم خردادماه يك‌دستگاه اتوبوس حامل ۲۷ نفر از دختران دانشجوي يك دانشگاه غيردولتي را كه با برداشتن حجاب خود اقدام به رقص و پايكوبي در داخل اتوبوس كرده بودند در اتوبان قزوين - كرج متوقف و سرنشينان آن را به پليس امنيت اخلاقي استان منتقل كردند.

دانشجويان بازداشت شده در جريان تحقيقات اوليه پليس مدعي شده‌اند كه در اعتراض به جدا‌سازي سرويس دانشجويان دختر و پسر اقدام به اين حركت كرده‌اند.

گفتني است: دانشجويان مذكور براساس دستور مقامات قضايي به طور موقت آزاد تا پس از تعطيلات خردادماه به اتهام آنان رسيدگي شود.

 فیلمی از برخورد انتظامات دانشگاه آزاد قزوین با دو دانشجوی دختر - 1

فیلمی از برخورد انتظامات دانشگاه آزاد قزوین با دو دانشجوی دختر - 2

نوشته شده توسط ح.الف در ساعت 21:9 | لینک  | 

به عنوان اولين سوال، شما درست يک‌سال پيش از مي‌68 و در زمانه‌ای که جهان در دلهره تپش‌های شورش و انقلاب به‌سر مي‌برد، وارد فرانسه شديد. با توجه به حضور مستقيم‌تان در اين وقايع با چه شرايطی رو به رو بوديد و فعاليتتان را آغاز کرديد؟ تضادهای اصلی چه بود؟

برای من خيلی جالب است. من در سال 1967 برای ادامه‌تحصيل وارد فرانسه شدم و شهری که در آن بودم، شهر گرونوبل بود. من از کشوری رفته بودم که در آن نه آزادی سياسی وجود داشت و نه راديو و تلويزيون مستقل و نه مطبوعات مستقل و احزاب سياسی مستقل و نه امکان گردهمايی سياسی وجود داشت . به کشوری وارد شدم که در اين زمينه‌ها نقطه مقابل وطن‌ام بود. اما آنچه برای من در روزهای اول جالب بود اين بود که به‌رغم تمام تفاوت‌های جامعه ايران و فرانسه در آن روزگار، در آنجا احساس غربت نمي‌کردم. هيج تضادی آشكاری بين من و دانشجويان فرانسوی نبود. همان دلمشغولی هايی كه ما جوانان آن روز در ايران داشتيم، با کمی تفاوت، دلمشغولی همکلاسي‌هاي‌ام بود. من از نسلی بودم که به عنوان نسل اول بعد از کودتای 28 مرداد شناخته مي‌شد. درسال های پايانی دهه 30 جزو جنبش دانش‌آموزی بودم. در آن سال ها نخست جنبش دانش‌آموزی بود و سپس جنبش معلمان که در آن معلمي، زنده ياددکتر خانعلي، کشته شد.بعد هم دوره ی نخست وزيری دکتر علی امينی است و شرکت محمد درخشش ( رييس باشگاه مهرگان که هدايت حرکت اعتراضی معلمان و دبيران را بعهده دارد ) در کابينه ی دکتر امينی در مقام وزير فرهنگ .
در واقع ما يک نسل جهانی بوديم. نسلی جهانی که به‌طور عمده پس از جنگ متولد شده بود. نسلی که آرمان‌خواه بود و پرشور. نسلی که به‌نظر من،از قدرت سياسی درکی مابعد‌الطبيعی و در عين حال کودکانه داشت. درکی که اصلا مفهومی زمينی نداشت ولی چنان پراميد بود که فکر مي‌کرد، در تاريخ شرکت كرده است و تاريخ را عوض مي‌کند. در واقع اين نسل معترض در دستان غير زمينی اش بی آن که مفهوم قدرت را سبک سنگين کند با تمام توانی که داشت آن را به چهره آسمان مي‌زد. يادم است که در می 68 يکی از شعارهای ما اين بود که ,واقع بين باشيد، غير ممکن را بخواهيد,.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط ح.الف در ساعت 21:0 | لینک  | 

 

مي‌گويند ناپلئون روزي گفته است كه چيزي را بر زبان آور كه بتواني بنويسي‌اش و چيزي را بنويس كه بتواني امضايش كني!.

خوب يادم هست كه وقتي جناب آقاي احمدي نژاد بر تخت رياست جمهوري تكيه زد يكي از اولويت هاي خود را سامان بخشيدن به دانشگاه آزاد و كاهش شهريه‌هاي فزاينده آن اعلام كرد. دقيقاً سال 84 بود كه شهريه‌هاي دانشگاه آزاد افزايشي ناگهاني و فزاينده پيدا كرد اين ميزان حدود 25% بود. همان موقع جناب حضرت  جاسبي [پدر] گفت كه حقوق هيئت علمي در دانشگاه‌هاي دولتي يك ميليون تومان شده و ما هم بايد اعضاي هيئت علمي خودمان را راضي نگه داريم. پس مجبوريم ...! قهرمان قصه‌ي ما، آقاي احمدي نژاد كه اين ظلم را ديد شروع به اعتراض كرد. اعتراض هاي آقاي احمدي نژاد به صورت مقطعي اندك نتيجه‌هايي هم داشت... جاسبي كمي خم به ابرو آورد كه زمزمه‌ي رفتنش از اورنگ رياست چرب و نرم اين نان‌داني بزرگ بر سر زبان‌ها افتاد [البته پدر خوانده به او پشت گرمي  داد.] در اوايل پاييز سال 84 [به مدت دو روز] به تعداد زيادي از دانشجويان كه به سازمان مركزي هجوم برده بودند، انتقالي دادند و آئين نامه ‌ي نقل و انتقالات را هم تسهيل كردند و در آخر هم گفتند كه به دانشجويان ورودي 84 مبلغي معادل 10% شهريه ترم‌شان را تخفيف خواهيم داد تا كمي از فشارهاي منفي كه يك‌باره به دانشگاه آزاد آمد كاسته شود.

خوب حالا بهار 87 است. پايان كار دولت آن دُن‌كيشوت افسانه‌اي ما. بسياري از آن انتقالي ‌هاي زوري را پس خواندند. دو سال پيش آئين نامه به همان شرايط پيشين بازگشت. و حالا همه‌ي اين‌ها به كنار، دارند مبالغ آن وام‌هاي 10% را كه تخفيف داده بودند از دانشجويان مي‌گيرند! ديروز رفته بودم كه ليست نمراتم را تاييد كنم كه گفتند مشكل مالي داري... پس از جستاري در امور مالي از صندوق رفاه (كه هميشه در اين اتاق آزار مي‌بينيم به جاي رفاه!) سر در آوردم. 150000 تومان بدهكار شده‌ام بي‌آن‌كه خود بدانم ... مي‌گويند آن وام‌هاي احمدي نژادي را بايد پس بدهيد...

دلم اول براي خودم و هزاران دانشجوي ديگر چون خودم مي‌سوزد ... دلم براي مردم ايران مي‌سوزد ...  حتی دلم براي آقاي احمدي‌نژاد هم مي‌سوزد... شايد بپرسيد اين آخري ديگر چرا؟ نه، شايد به نظرتان خيلي خوب باشد. اما در چشم من رقّت بار است رئيس جمهوري كشوري باشي كه در آن هيچ نقشي نداري. جالب نيست كه حرفي بزني و جز خودت هيچ‌كس به آن گوش نكند در حالي‌كه تو رئيس هستي. تو مسئولي! چنين زيستني را نه ارزشي است و نه چنين رياستي را پشيزي اعتبار. [فقط دانشگاه كه نيست بحران ميوه و برنج و... را هم ببينيد]

ارزش يك انسان به كارهايي است كه مي‌تواند بكند. حركات مثبتي كه در طول زندگي مي‌تواند انجامش دهد. ارزش يك مدير به اندازه‌ي قدرتي است كه در كنترل اوضاع دارد... .

احمدي نژاد اين دوره، برود يا نرود بالاخره رفتني است... اما جاسبي مي‌ماند... حتي اگر از رياست دانشگاه برود در هيئت امنا هست ... مادامي كه خون در رگ‌هاي كبودش رفت و آمد مي‌كند. مادامي كه تصميماتش دمار از هزاران دانشجوي دانشگاه آزاد در مي‌آورد مادامي كه مافياي دانشگاهي ايران كار مي‌كند...

 

منبع: وبلاگ زورو

نوشته شده توسط ح.الف در ساعت 10:58 | لینک  | 

پس از ستاره دار کردن گروهي از دانشجويان در سال 85 و ردصلاحيت گروهي ديگر بدون ارايه کارنامه در سال 86، در سال نوآوري و شکوفايي، سازمان سنجش آموزش کشور 230 تن از داشجويان را به تقلب متهم کرده است که در ميان آنها نام چند فعال دانشجويي ديده مي‌شود.

با روش بديع تقلب يابي وزرات علوم بار ديگر زمزمه‌هاي حذف دانشجويان دگرانديش به گوش مي‌رسد.
به گزارش دسترنج، اين اقدام سازمان سنجش نسبت به نحوه گزينش سال گذشته گامي به پيش براي سيستم گزينش است. همچنان که سال گذشته هم يک قدم جلوتر از سال قبلش بوده است. اگر در سال 85، دانشجويان پس از دريافت کارنامه علمي، انتخاب رشته و در نهايت قبولي، گزينش شدند؛ سال 86 به ردصلاحيت شدگان کارنامه علمي هم ارائه نشد. به اين ترتيب نه تنها حق ادامه تحصيل از اين دانشجويان گرفته شد، که آنان اجازه اطلاع از نتيجه تلاششان را هم نيافتند. اين اقدام سازمان سنجش کاملأ منطقي بود چون که با عدم ارايه کارنامه به راحتي توانست از پاسخگويي به اين دانشجويان و افکار عمومي طفره برود. در آن زمان دبير هسته مرکزي گزينش استاد و دانشجو حتي وجود دانشجويان ردصلاحيت شده را منکر شد. وي بارها با قاطعيت به خبرنگاران گفت که امسال هيچ دانشجويي ستاره‌دار نشده است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ح.الف در ساعت 12:10 | لینک  | 

سرانجام پس از حدود ۱۳۳ روز مقاومت در زندان:

آزادی علی کانطوری را شادباش می گوییم

علی کانطوری، از فعالان مدنی قزوین و یکی از اعضای حرکت برای آزادی خواهی و برابری طلبی است. او پس از شکنجه های فراوان در بند 209 زندان اوین، مدتی به زندان قزل حصار کرج منتقل شد و شب گذشته پس از ۱۳۳ روز مقاومت در زندان آزاد شد.

علی کانطوری نماد یک انسان است. او با احیای فعالیت های گسترده ی غیر دولتی در قزوین جهت مبارزه با اعتیاد فعالیت می کرد و توانسته بود با اعضای دیگر NGOها در قزوین و شهرستان های دیگر، یک حرکت بزرگ برای مبارزه با اعتیاد که امروز جوانان زیادی را به کام شعله های خود می کشد، آغاز کند.

علی کانطوری با اتهام اقدام علیه امنیت ملی بازداشت شد. علی نماد بارز ایستادگی است. او هیچ یک از این اتهامات را نپذیرفت و به همین دلیل او را به زندان قزل حصار کرج منتقل کردند. او در تماس هایی که با خانواده و دوستانش داشته، گفته است که او را در یک اتاق کوچک زندانی کرده اند و از زندانیان معتاد دیگر خواسته اند که اجازه ندهند آب خوش از گلویش پایین برود.

علی کانطوری آسم دارد، اما به او اسپری آسم نداده اند. او یک بار در اوین در آستانه ی خفگی قرار داشت، اما کارشناسان وزارت اطلاعات اجازه ی ملاقات او با پزشک بند را ندادند. او همچنین این اواخر در قزل حصار آنفولانزای شدیدی گرفته بود که باز هم اجازه ی ملاقات پزشک زندان با او داده نشد. در واقع وزارت اطلاعات سعی داشت با وارد آوردن فشار زیاد بر او و فرهاد حاج میرزایی در زندان، آنان را وادار به اعتراف های سنگینی بکند که هیچ یک از این دو رفیق مقاوم زیر بار این اعتراف ها نرفتند و اینک آزادی علی را به خانواده اش و به خصوص برادرش ابوالفضل که طی این مدت تحت سخت ترین فشارهای روحی قرار داشت و تمام دوستان علی تبریک می گوییم!


نوشته شده توسط ح.الف در ساعت 11:19 | لینک  | 

مطلب جالبی از یک دانشجوی ایرانی دانشگاه استکهلم سوئد که به درد بحث هایی که در آینده در رابطه با توسعه و شاخصه هاش می خواهیم در این وبلاگ انجام بدیم  هم می خوره!

 

 

از دیر باز دریافته بودم که دانشگاه استکهلم جای حرف زدن نیست، جای درس خواندن است.

ساختمانهای زیبا، کتابخانه مدرن، با آخرین نسخه از کتابهایی که در رشته های مختلف چاپ میشوند. به روزترین مقالات علمی دنیا، اینترنت، دستگاه کپی و پرینتر که با کارت دانشجویی ات تحت فرماندهی تو قرار میگیرند(بدون ایکه نیاز به این باشد که دم امتحانات در صف طویل کپی در قسمت خواهران یا برادران بوی دستشویی خواهران را که اتفاقآ در نزدیکی اتاق کپی قرار گرفته است به جان بخری تا شب امتحان به گدایی جزوه در به در اتاقهای خوابگاهت نشوی)،


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ح.الف در ساعت 12:40 | لینک  | 

برگزاری پر هیاهوی مسابقه ربوکاپ و پوشش کم سابقه ی رسانه ای آن سبب شد بار دیگر عده ای از افراد که نگاهی از بیرون به مجموعه دانشگاه آزاد دارند به ستایش مدیریت دانشگاه آزاد قزوین بپردازند، این دوستان شاید با شاخص های توسعه آشنا نباشند و ندانند که توسعه در ساختن چند ساختمان و برگزاری مسابقه ای که به گواه اکثر اهل فن فایده ای به حال صنعت مملکت ندارد ،خلاصه نمی شود؛ شاید فراموش کرده اند که تک تک آجرهای ساختمان های دانشگاه آزاد با پول دانشجویان ساخته شده است، در حالی که دانشجویان حق هیچ گونه اظهار نظر و انتقادی ندارند و اصولا مرجعی وجود ندارد که دانشجویان بتوانند خواسته های خود را مطرح کنند.

بنا به گفته خود مدیران دانشگاه آزاد قزوین این دانشگاه هم اکنون پذیرای بیش از 25 هزار دانشجو است.رکورد عجیب و غریبی که خود سبب بروز بسیاری از مشکلات شده است.اگر شما هم دانشجوی آزاد قزوین باشید لابد از ازدحام جمعیت در اتوبوس های دانشگاه،صف طولانی غذا در سلف، قرائت خانه ای که در آن هیچ صندلی خالی ای برای مطالعه وجود ندارد،کتابخانه ای  که برای گرفتن یک کتاب باید 45 دقیقه در صف معطل شوی و آخر سر پاسخ بشنوی که کتاب درخواستی ات را دانشجویی دیگر امانت گرفته و... خسته شده اید.

حالا این همه شلوغی  و ازدحام جمعیت در سالن ها و راهرو ها و کلاس ها به کنار  از جو پلیسی دانشگاه هم می توان حکایت ها گفت از خواهران انتظامات که یواشکی به دستشویی ها سرک می کشند گرفته تا سیستم شنود صدای دانشجویان( که این اقدام غیر قانونی و مخفیانه توسط دانشجویان ترم آخری برق کشف شد و به تایید ضمنی خیلی از اساتید هم رسید ولی افسوس که...)و دوربین های مدار بسته با قابلیت زوم و چرخش صد وهشتاد درجه گرفته تا انواع و اقسام گیت های ورودی در کتابخانه و مرجع و البته در ورودی اصلی!

خیلی ها هم دوست دارند شیوه مدیریت رئیس دانشگاه که به سبک حکمرانی مستبدان کلاسیک مشرق زمین است را شیوه نوین مدیریت بنامند و از ترجیح و علاقه شخص آقای رئیس به دانش و علم دوستی وی (که البته اصطلاح "روبات دوستی" پر معنا تر است) داد سخن سر دهند.ایشان اگر واقعا به علم و دانش (حالا به همان مفهوم اخته آن یعنی تکنولوژی صرف) اهمیت قائل هستند بهتر است کمی هم به"کیفیت کار" اهمیت بدهند چون با این همه دانشجو که از سرو کول هم بالا می روند بعید می دانم "مهندس" با سوادی برایشان تربیت شود.

یک عده دیگر هم که منتقد سیاست های دانشگاه آزاد هستند ولی درک و بینش درستی ندارند از مخالفت های دولت با مدیریت دانشگاه آزاد خوشحال می شوند.در حالی که مسئله اساسا چیز دیگری است.جناح دولت(سپاه) به این خاطر در مقابل دانشگاه ازاد(جناح هاشمی) ایستاده که معتقد است چرا تنها آن ها باید از این همه سرمایه مردم استفاده کنند( به اصطلاح عامیانه: برادر چرا تک خوری؟)با این وجود فشار های دولت بر مجموعه دانشگاه آزاد چندان به نتیجه ای نرسید و در نهایت سبب شد که جناح دولت سیاست دیگری را اتخاذ کند که آن بها دادن به دانشگاه های غیر انتفاعی و گسترش و افزایش شدید ظرفیت این نوع دانشگاه در مقابل دانشگاه آزاد بود به طوری که در کنکور آزاد سال 86 دیدیم که چطور تراز های دانشگاه آزاد قزوین به شدت سقوط کرد و بسیاری از ظرفیت ها خالی ماند....! مطمئن باشید دانشجویان برنده نهایی این جنگ درونی و خانوادگی قدرت نیستند!

ادامه دارد...

نوشته شده توسط ح.الف در ساعت 14:41 | لینک  |